جنگ با سرطان - قسمت چهارم
قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت پنجم ( قسمت چهارم ) خلاصه سرتون درد نیارم دوران شیمی درمانی من به مرحله سوم یا بهتر بگم هفته چهارم خودش رسیده بود که برای من آغازی تازه بود چون کم کم عوارض دیگهای در بدن من نمایان شد از قبیل افتادن تک تک ناخنهای دست و پای من و تاولهای در کف پا و دستهایم من تقریبا همه ناخنهای دست و پام سیاه شد و در حال افتادن بود که این یک مقدار خودم و اطرافیان منو به وحشت انداخته بود مثل این ماشینهای اسقاطی شده بودم که درب و پنجره آنها تو یک دست انداز از جا در میاد این شده بود قضیه ناخنهای دست من که با کوچیکترین فشاری از جا درمیامد یادم میاد وقتی پدرم آماده بود چون بهش نگفته بودم که چه بالائی به سرم آماده فکر میکرد معتاد شدم و هر روز ۱ ساعت نصیحتم میکرد که حالا به آنجا هم خواهیم رسید. هفته آخر شیمی درمانی به من خیلی سخت گذشت هم روحی هم جسمی متاسفانه شیمی درمانی علاوه بر تغیرات جسمی من به روحیه و افکار من هم تاثیر گذاشته بود حتا فراموشی هم آورده بودم البته هر دفعه این قسمت فراموشی به اطرافیان میگفتم منو مسخره ...