اردوگاهاي باز سازي ايران
سزای اعمال مسئولین و جلادان جمهوری اسلامی بعد از پيروزي جنبش مردم ايران امروز داشتم مثل همیشه تو اینترنت میگشتم و به عکسها و فیلمها نگاه میکردم,در حال خواندن گله و فریاد و گریه هاي هم وطنام بودم و داشتم نوشتهها يی که در مورد حوادث اخیر نوشته بودن میخواندم ، داشتم فکر میکردم که چه سالهایی در زیر ظلم و ستم این آخوندا ما زندگی کردیم داشتم به سبک زندگی امریکایها فکر میکردم که اینجا تو این مملکت یک سگ از یک شهروند ایرانی در ایران حقش بیشتره پیش خودم گفتم خوب بالاخره این طورهم نمیمونه همیشه پایان تاریکی شب روشنای صبح و طلوع آفتاب است نا خداگاه یاد اوایل انقلاب ۵۷ افتادم البته بهتره بگم شورش ۵۷ و یاد کشتار اوایل انقلاب افتادم یاد اعدام افسران تحصیلکردهای که هرکدام اگر زنده بودن با معلوماتشان میتوانستن جان هزاران سربازشهید ۸ سال جنگ را نجات بدهند یاد تحصیلکردگان و نخبگانی که اگر اعدام نمیشدند می توانستن اقتصاد مریض و از بین رفته بعد و در حین جنگ را سرو سامان بدهند, یاد اعدام جوانان دانشجو و یا محصلی که به جرمهای داشتن روزنامه یا مقالهای بیگناه اعدام شدند و نامی هم از آنها به زبان...